تبليغاتX
خبر گذاري كلمه

خبر گذاري كلمه

آیت الله موسوی اردبیلی:سر از تخم در آورده اند، می خواهند مجلس را تضعیف کنند

کیده :تا می توانید در راه تقویت مجلس گام بردارید؛ چرا که اگر مجلس قوی نباشد، رفته رفته در مملکت هیچ چیز نخواهیم داشت.این مرجع تقلید همچنین خاطرنشان کرد: در جایی که مجلس چیزی را تصویب کند، و برخی بگویند که دولت آن را انجام نمی دهد، باید پرسید که مگر مملکت ارث پدری شان...

آیت‌الله موسوی اردبیلی نسبت به تضغیف مجلس از سوی برخی افراد نوپا هشدار داد و گفت:‌مجلس بسیار مهم است و این اهمیت تا جایی است که امام همواره تأکید می ‌فرمودند «مجلس در رأس امور است»؛ البته ممکن است برخی که به تازگی سر از تخم مرغ برآورده‌اند، بخواهند به این جایگاه خدشه وارد کنند.

به گزارش خبرنگا پایگاه خبری-راهبردی سلام آیت الله موسوی اردبیلی صبح امروز در دیدار برخی از اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی، گفت: مجلس بسیار مهم و چشم امید ملت بوده است و از ابتدای تأسیس آن شخصیت های برجسته ای چون مرحوم مدرس در آن حضور داشته اند.

وی با تأکید بر این که مجلس جای خدمت است، اظهار داشت: شهید مدرس با حضور در مجلس خدمات بزرگی را به اسلام و مسلمانان ایران انجام داد و در همین راه از دست عوامل حکومت سیلی خورد و در نهایت به درجه رفیع شهادت رسید، اما توانست کار خود را انجام دهد.
این مرجع تقلید یادآور شد: ‌مجلس بسیار مهم است و این اهمیت تا جایی است که امام همواره تأکید می ‌فرمودند «مجلس در رأس امور است»؛ البته ممکن است برخی که به تازگی سر از تخم مرغ برآورده‌اند، بخواهند به این جایگاه خدشه وارد کنند.

وی خطاب به نمایندگان مجلس گفت: موقعیت و جایگاه خود را بشناسید و قدر آن را بدانید، اگر چه کسانی بخواهند در راه شما سنگ اندازی کنند.

آیت‌الله موسوی اردبیلی تاکید کرد : زمانی که بنده در رأس دستگاه قضایی بودم بعضاً شاهد اختلاف نظرهایی میان مجلس و دولت بودیم، اما امام خمینی همواره تأکید می کردند که مجلس نباید ضعیف شود.

وی افزود: تا می توانید در راه تقویت مجلس گام بردارید؛ چرا که اگر مجلس قوی نباشد، رفته رفته در مملکت هیچ چیز نخواهیم داشت.
این مرجع تقلید همچنین خاطرنشان کرد: در جایی که مجلس چیزی را تصویب کند، و برخی بگویند که دولت آن را انجام نمی دهد، باید پرسید که مگر مملکت ارث پدری شان است؟

وی تاکید کرد: اگر مجلس چیزی را، حال خوب یا بد، تصویب می کند دولت نباید در مقابل آن بایستد؛ چرا که باید قدرت مجلس همواره حفظ شود.

آیت الله موسوی اردبیلی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فعالیت‌های علی مطهری در مجلس شورای اسلامی، گفت: ایشان با این کارهایی که در مجلس شورای اسلامی انجام دادند ،‌نام پدرش را در جامعه زنده کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 17:8  توسط جنبش سبز  | 

نماینده ایلام: گرد و غبار به تهران برسد مسئولان چاره اندیشی می کنند

چکیده :بیکاری جوانان تحصیل کرده ایلامی، اعتیاد، بحرانهای اجتماعی، فقر، خودکشی و ... از جمله مشکلاتی است که ریشه در وضعیت نا مطلوب اشتغال...


نماینده مردم ایلام در مجلس گفت: مردم غرب و جنوب غربی کشور در گیر گرد و غبار هستند و از خود می‌پرسند اگر دامنه دید مردم تهران هم در اثر آلودگی به ۵۰ متر می‌رسید باز چاره‌ای برای رفع آن، نمی‌شد.

به گزارش مهر علی عزتی صبح پنجشنبه در خصوص گرد و غبار در ایلام در جمع خبرنگاران اظهار داشت: جناب آقای دکتر احمدی نژاد مردم غرب و جنوب غرب کشور این روزها باز میزبان میهمان ناخوانده ای به نام گرد و غبار شده اند.

وی ادامه داد: مردم مظلوم استان ایلام از خود می پرسند آیا اگر دامنه گرد و غبار به پایتخت کشور هم می رسید و شعاع دید تهرانی ها به ۵۰ متر می رسید باز چاره ای برای رفع آن نمی شد.

عزتی تصریح کرد: هرگاه که سخن از ایلام سر افراز می شود، سرزمین حماسه سازان گمنام ، موطن قهرمانان اساطیری و دلاوران ۸ سال دفاع مقدس ایران اسلامی، مردمی با فرهنگ غنی و دانش دینی عمیق در اذهان شکل می گیرد.

وی بیان کرد: بیکاری جوانان تحصیل کرده ایلامی، اعتیاد، بحرانهای اجتماعی، فقر، خودکشی و … از جمله مشکلاتی است که ریشه در وضعیت نا مطلوب اشتغال دارد و در حال حاضر در کنار این مشکلات گرد و غبار نیز به مشکلی اساسی تبدیل شده که نیاز به چاره اندیشی دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 17:2  توسط جنبش سبز  | 

اخراجی ها، جدایی نادر از سیمین؛ بازی در زمین دیگری

چکیده :به نظر می‌رسد شکل‌گیری رقابتی جدی برای جذب تماشاگر و فروش بالای فیلم، در خلال اکران نوروزی، اگرچه امری آگاهانه و هدفمند نبوده است، مخالفان ناخواسته در زمینی بازی کرده‌اند که قواعد آن از پیش تعیین‌ شده بود. در نتیجه آنچه که توسط برخی مخالفان و منتقدان "رفراندوم" تلقی می‌شد، در بهترین حالت، حادثه‌ای عادی بیش نبوده است. توضیح آنکه‌ رقابت میان فیلمها و فیلمسازان همواره وجود داشته است و امری تازه و غریب به شمار...


کلمه-رضا نبویان: تعطیلات نوروز امسال با رقابت شدید میان دو فیلم “اخراجی‌ها-۳″ (به کارگردانی مسعود ده‌نمکی) و “جدایی نادر از سیمین” (به کارگردانی اصغر فرهادی) همراه بود. از همان روزهای نخست نمایش، خبرها و پیامک‌هایی منتشر و ارسال شد که عموم را به تماشای یک فیلم یا تحریم فیلم دیگر دعوت می‌کرد، و البته بازار مباحثات و اظهارنظرهای اینترنتی نیز داغ بود؛ مباحثات و اظهارنظرهایی که از رویدادهای یک‌سال و نیم گذشته یا سوابق سیاسی و هنری دو فیلمساز و بازیگران فیلم، مبنایی برای نتیجه‌گیری می‌ساختند و تماشای یکی و تحریم دیگری را بخشی از مبارزه مدنی می‌دانستند. اخبار میزان فروش دو فیلم، که در پایان تعطیلات اعلام شد، نشان می‌داد اتفاقا رقابت در خلال اکران نوروزی، به ویژه اگر با میزان فروش سه فیلم دیگر سنجیده شود، جدی و واقعی بوده است. بر اساس این خبرها، تا پایان روز ۱۳ فروردین، فروش فیلم “اخراجی‌ها-۳″ حدود دو‌میلیارد و پانصد‌میلیون تومان (یک‌میلیارد و دویست‌میلیون تومان در تهران)، و فروش فیلم “جدایی نادر از سیمین” نیز در حدود یک‌میلیارد و دویست‌و‌پنجاه‌میلیون تومان (هشتصد‌و‌‌پنجاه‌میلیون تومان در تهران) بوده است. در این میان، خبرهای حاشیه‌ساز فراوانی هم منتشر شد، از جمله اینکه نابرابری در تعداد سینماهای نمایش‌دهنده دو فیلم (۱۰۰ سالن در برابر ۴۵ سالن) امری عمدی بوده است، سی دی قاچاق فیلم “اخراجی‌ها-۳″ به بازار آمده است، یا اینکه نسخه کامل فیلم “جدایی نادر از سیمین” در اینترنت قابل دسترسی است.

واقعیت آن است که رقابت میان دو فیلم “جدایی نادر از سیمین” و “اخراجی‌ها-۳″ به جشنواره فیلم فجر (۱۳۸۹) بر‌می‌گردد. در حالی که اولی به مدد کارگردانی برجسته، بازیگرانی نامدار و داستانی برگرفته از مسائل و مصائب طبقه متوسط در ایران ارزشهایش را به رخ می‌کشید، دیگری می‌کوشید با استناد به داستانی سرراست و طنزآمیز – که به حوادث یک‌سال و نیم گذشته کشور هم اشاره داشت – و بهره‌گیری از بازیگرانی شناخته‌شده و معروف جایگاه برتر خود را ثابت کند. در این میان، ده‌نمکی می‌خواهد سه‌گانه خود را با دفاع مقدس پیوند بزند؛ یعنی بخشی از تاریخ ایران پس از انقلاب که در تغییرات سیاسی و فرهنگی کشور بسیار موثر بوده و البته همواره برای مردم مهم و جذاب است.

استقبال عمومی از فیلمهای هر دو فیلمساز نیز سابقه داشت. فیلمهای پیشین فرهادی، موجب اطمینان تماشاگران و علاقمندان جدی به هنر سینما شده بود، به ویژه فروش فیلم “درباره الی” نشانگر آن بود که وی جایگاه بی‌بدیلی در بین سینمادوستان یافته است. در مقابل، ده‌نمکی نیز بر همواره بر فروش خیره‌کننده فیلمهایش تاکید دارد و آن را دستمایه تداوم کارش می‌داند؛ فروشی که از استقبالی بی‌نظیر در تاریخ سینمای ایران حکایت می‌کند.

حال، به نظر می‌رسد سه عامل موجب شد حساسیت و توجه عمومی در خلال اکران نوروزی برانگیخته شود، میزان فروش به مبنایی برای شناخت رفتارهای سیاسی تبدیل گردد، و در نهایت تلاش شود دلالت‌های این پدیده استخراج و تحلیل شود.

نخست، پیوند‌خوردن و حاشیه‌های این دو فیلم با مسائل سیاسی جاری است، به خصوص که داستان فیلم “اخراجی‌ها-۳″ آشکارا مبتنی بر رویدادهای انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ است.

فیلم “اخراجی‌ها-۳″ با نگاه طنزآمیز به چگونگی تبلیغات، عملکرد دو نامزد انتخاباتی را به پرسش می‌کشد و شعارهای آنان را در برابر سخنان و رفتار ساده و معمولی یکی از نامزدها قرار می‌دهد. در حالی که دو نامزد نخست می‌خواهند از ابزارهای موجود به هر نحوی سود ببرند، به ویژه خود را همراه با گرایش و مطالبات نسل جدید نشان دهند، نامزد سوم نگرشی تکلیف‌گرایانه به مسائل دارد و تسلیم روند و فشارهای موجود نمی‌شود. از سوی دیگر، دو نامزد نخست می‌خواهند از جبهه و جنگ برای افزایش رای استفاده کنند، ولی نامزد سوم که خود رزمنده بوده و هویتش به راستی با جنگ گره خورده است، ادعایی در این زمینه ندارد. مساله اینجاست که به رغم تلاش ده‌نمکی برای تکذیب مشابهت این فیلم با انتخابات سال ۱۳۸۸، داستان فیلم به گونه‌ای است که به سرعت شعارها و رفتارهای انتخاباتی دوره گذشته وسالهای گذشته را به یاد می‌آورد. همچنین وی، در این فیلم، در برابر جریانهای سیاسی موضعی شفاف دارد و نسبت به برخی نخبگان حاکم و فعالان سیاسی ادای دین می‌کند.

در مقابل، آنچه تماشای فیلم فرهادی را در این مقطع برای بخشی از سینما‌دوستان مهم ‌ساخت، نه داستان فیلم، که فشارها و حاشیه‌های یک‌سال گذشته علیه وی بوده است. مهمترین رویداد در این زمینه، توقف مقطعی فیلمبرداری همین فیلم توسط وزارت ارشاد بود که ظاهرا از مواضع فرهادی ناشی می‌شد. به عبارت دیگر، وی در میان این بخش از علاقمندان به عنوان هنرمندی صاحب‌سبک و سینماگری مستقل محسوب می‌شود که از هیچ رانتی بهره‌مند نیست. البته فیلم وی می‌تواند حاوی دلالت‌های سیاسی باشد، و هست، اما محتوای پیامک‌ها و مباحثات اینترنتی نشانگر تمرکز بر این وجه نبوده است. در واقع، این رویکرد در درجه اول به حمایت از یک فیلمساز مستقل و موضع‌گیری علیه جریان سیاسی و فرهنگی حاکم بر سینمای ایران نظر داشته است.

دوم، برخورد صدا و سیما با این مساله به افزایش توجه و حساسیت عمومی کمک کرد. نمایش چندباره دو فیلم سابق ده‌نمکی، مصاحبه با وی در برنامه ویژه تحویل سال و پخش مکرر تیزر تبلیغاتی فیلم، از جمله اقداماتی بود که حمایت این رسانه را از این کارگردان نشان می‌داد. چنین عملکردی سبب شد مخالفان و منتقدان وضعیت سیاسی و فرهنگی موجود برای ابراز مخالفت برانگیخته شوند و بهترین روش ابراز مخالفت را تحریم این فیلم، و در عوض تماشای فیلم فرهادی، بدانند. مهم آنکه با توجه به سرکوبهای گسترده پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، چنین روشی هزینه‌ای ندارد و نوعی تقابل با رسانه رسمی هم به شمار می‌آید.

سوم، زمانی که فضاهای سیاسی و فرهنگی تحت کنترل درمی‌آید و برخی از سطوح بازی بسته یا محدود می‌شود، رقابتها و اختلافات موجود ضمن آنکه تشدید می‌گردد، به سطوح دیگری کشیده شده و ادامه می‌یابد. ویژگی این جابجایی در آن است که فضاها و سطوح جدید بازی احتمالا کمتر قابل کنترل است و هزینه کمتری نیز برای معترضان دارد. با توجه به محدودیت‌های موجود، اثربخشی این فضاها و سطوح جدید به طور طبیعی فوری نخواهد بود، اما می‌تواند به شدت مشروعیت‌زدا باشد. پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ و اقدامات سرکوب‌گرانه متعاقب آن، بسیاری از سطوح بازی و ابزارهای ابراز نظر تحت کنترل قرار گرفت و امکان مخالفت مسالمت‌آمیز، اگر نگوئیم از بین رفت، به شکل معناداری کاهش یافت. در نتیجه، فعالان سیاسی و فرهنگی بازی خود را در سطوح نمادین و مجازی شدت بخشیدند؛ یعنی عرصه‌ای که کمتر قابل دست‌اندازی و مانع‌تراشی بود. بحث‌های موجود در عرصه مجازی نشان می‌دهد که در پشت سکوت جامعه، اراده و تلاشی جدی برای برون‌رفت از وضعیت حاکم جریان دارد و از هر فرصتی، ولو کوچک، برای ابراز نارضایتی استفاده می‌شود، حتی اگر این فرصت در حد تحریم/حمایت از یک فیلم باشد.

با این مقدمات، و اینک که قدری از تب و تاب مساله کاسته شده است، می‌توان به رقابت یاد‌شده، از زاویه دیگری، توجه کرد.

به نظر می‌رسد شکل‌گیری رقابتی جدی برای جذب تماشاگر و فروش بالای فیلم، در خلال اکران نوروزی، اگرچه امری آگاهانه و هدفمند نبوده است، مخالفان ناخواسته در زمینی بازی کرده‌اند که قواعد آن از پیش تعیین‌ شده بود. در نتیجه آنچه که توسط برخی مخالفان و منتقدان “رفراندوم” تلقی می‌شد، در بهترین حالت، حادثه‌ای عادی بیش نبوده است. توضیح آنکه‌ رقابت میان فیلمها و فیلمسازان همواره وجود داشته است و امری تازه و غریب به شمار نمی‌آید، چرااینکه ورود به هر جشنواره‌ای، در داخل یا خارج از کشور، به معنای ورود به یک مسابقه با سایر فیلم‌ها و فیلمسازان است. همچنین تداوم این رقابت، در مطبوعات و یا میان تماشاگران و علاقمندان به فیلمسازان و هنرپیشگان، نیز عجیب و بی‌سابقه نیست. بنابراین صرف رقابت میان دو یا چند فیلم و در شرایط عادی پیام خاصی در بر ندارد. حمایت صدا و سیما از یک جریان یا فکر و موضع‌گیری علیه یک جریان یا فکر دیگر نیز اتفاق جدیدی نیست، و برای همگان عادی شده است. در واقع، امروزه کمتر کسی این رسانه را ملی و همگانی می‌داند و برنامه‌های آن را، از جمله در حوزه هنر، بی‌طرفانه ارزیابی می‌کند. پس حمایت آشکار و پنهان صدا و سیما از فیلم‌های ده‌نمکی، و کسانی چون وی، همواره قابل انتظار است. از سوی دیگر، ابراز مخالفت با فیلم “پایان‌نامه” (به کارگردانی حامد کلاهداری)، در جشنواره فیلم فجر، نشان داده بود که پرداختن به موضوعات سیاسی واکنش‌زاست، به خصوص هر فیلمی که بخواهد مساله انتخابات سال ۱۳۸۸ و رویدادهای پس از آن را محور قرار دهد.

نکته اینجاست که صدا و سیما با پررنگ‌کردن حاشیه‌های فیلم ده‌نمکی، به رقابتی دامن زد، که اولا: نتیجه آن (فروش بالاتر فیلم ده‌نمکی) از ابتدا مشخص بود، به این دلیل ساده که برد در اکران نوروزی و سینماهای شهرستان‌ها اغلب با فیلمهایی است که مخاطب عام و مایه طنز دارند؛ و ثانیا: مخالفت‌ها و سرخوردگی‌های موجود را به عرصه‌ای خنثی هدایت کرد که اگر نتیجه غیرمنتظره‌ای (فروش بالاتر فیلم فرهادی) هم پدید آمد هیچ اتفاقی نمی‌افتد. به عبارت بهتر، هر نتیجه‌ای از این رقابت به دست می‌آمد، به نفع جریان سیاسی و فرهنگی حاکم است، چون بخشی از توان مخالفت موجود را در وضعیتی برنامه‌ریزی‌شده قرار داده، آن را مهارپذیر می‌کند، و از سوی دیگر فروش هرچه بالاتر فیلمها در مقاطع مهمی چون اکران نوروزی، اتهام ناکارآمدی مدیریتی و در نتیجه ورشکستگی و آسیب‌دیدن صنعت سینما از سیاست‌های مدیران فعلی را برطرف می‌سازد.

آیا استدلال بالا بدین معناست که حمایت از یک فیلم یا تحریم فیلمی دیگر نباید مورد توجه منتقدان به وضعیت فعلی قرار گیرد؟ آیا مخالفان برای ابراز مخالفت بایستی یا شورش کنند یا سکوت کنند و منفعل بمانند؟ آیا هیچ راه میانه‌ای برای موضع‌گیری و اثرگذاری نیست؟ پاسخ پرسش‌هایی از این دست، بی‌تردید، منفی است؛ اتفاقا شورش و انفعال، به مثابه دو تیغه، ثمره هر حرکت اجتماعی مسالمت‌آمیزی را از بین می‌برد. استدلال بالا در پی بیان چهار نکته است:

نخست آنکه، منتقدان وضعیت فعلی در زمین خود، و طبق قواعد خود، بازی کنند و به سادگی تن به جهت‌دهی یا تغییر قواعد بازی توسط رسانه‌های رسمی ندهند، زیرا ورود ناآگاهانه به زمین حریف دست‌کم این خطر را دارد که توان موجود به هدر برود. پس، پیش از هر چیز، بهترین راه آن است که الگوی مناسب، انعطاف‌پذیر و واقع بینانه‌ای برای بازی طراحی و در آن چارچوب عمل شود. پیام این نکته آن است که اگر قرار باشد اعلام مخالفت با یک جریان فکری یا عملکردی از طریق مخالفت با/ حمایت از یک فیلم به نمایش گذاشته شود، این امر بایستی آگاهانه و فعالانه باشد و حریف ناچار به دنباله‌روی گردد. همچنین آغاز و روند مسابقه به گونه‌ای طی شود، که حریف امکان کمتری برای استفاده از ابزارهای خود داشته باشد و نتواند قواعد بازی را برهم بزند. بازی در زمین خود و حتی‌الامکان طبق قواعد خود، هرچند محدود و کم‌دامنه باشد، اثربخشی خواهد داشت. در شرایط فعلی روشن است که صدا و سیما از توان و ابزارهای بیشتری برای تعیین سمت و سوی این گونه رقابت‌ها برخوردار است.

دوم آنکه، منتقدان برای هر حرکت و عملکردی ارزشی به اندازه خود آن عمل قائل شوند، نه بیشتر. بنابراین ابراز مخالفت با/ حمایت از یک نوشته یا فیلم مهم است، اما کامیابی یا ناکامی در این مسیر پیامد اندک و محدودی دارد و به معنای پایان‌یافتن راه نیست. بنابراین، نباید ساده‌انگارانه پنداشت اقداماتی مانند ابراز نظر درباره آثار هنری به معنای تعیین نتیجه قطعی یک مبارزه است و نخبگان حاکم به سرعت کنار خواهند رفت. نتیجه چنین ساده‌انگاری‌هایی آن است که با نخستین ناکامی، خستگی حکمفرما می‌شود و با طولانی شدن روند مبارزه نیز افسردگی بلافاصله جایگزین پشتکار خواهد شد. به عبارت بهتر، چنین اقداماتی باید به عنوان بخشی کوچک از یک پازل بزرگ محسوب شود و در همان حد مورد اعتنا واقع قرار گیرد؛ اقداماتی که زمینه‌ساز فعالیت‌های جدی‌تر، گسترده‌تر و البته کمتر احساساتی است.

سوم آنکه، فعالیت در فضای مجازی نقطه قوت مخالفت با وضعیت موجود، و در شرایط فعلی یکی از معدود فضاهای باقی‌مانده برای ابراز نظر، است. بنابراین این نقطه قوت بایستی همواره حفظ و تقویت گردد و موضوعات روز به نحوی واقع‌بینانه و مداوم مورد بحث قرار گیرد. با این حال، به نظر می‌رسد باقی‌ماندن در این وضعیت، اگرچه دستاوردهای مهم و غیرقابل انکاری دارد، نوعی فرسایندگی هم به دنبال می‌آورد، زیرا تمام بازی به یک وجه تقلیل می‌یابد و در طول زمان از توان اثرگذاری آن کاسته می‌شود. بنابراین و با توجه به دو نکته پیش‌گفته، لازم است این گونه فعالیت‌ها به عنوان مقدمه اقدامات دیگر درآید و همزمان شناسایی فضاهای جدید مورد توجه واقع شود. شناسایی فضاهای جدید موجب گسترش سطوح بازی و طراحی الگوهای جدیدی برای اثرگذاری می‌شود. یادآوری این مساله مهم است که شکل‌گیری و رشد چنین فضاها و الگوهایی یکی از بزرگترین نقاط ضعف حکومت‌های سرکوبگر بوده است، زیرا از آن هیچ‌گونه شناختی ندارند. در این فضای جدید، چنان که پیشتر گفته شد، حریف امکان کمتری برای استفاده از ابزارهای خود و برهم زدن قواعد بازی دارد و همچنین به دلیل وسعت یافتن سطوح بازی، ناچار است که توان خود را در چند سطح تقسیم کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 17:1  توسط جنبش سبز  | 

چکیده :احمد زید آبادی، مسعود باستانی، مجید توکلی ،مجید دری، ضیا نبوی، علی ملیحی، احمد کریمی، احسان عبده تبریزی، بهاره هدایت، منصور اسانلو ، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی، مهدی محمودیان ، فاطمه رهنما، نادر کریمی جونی، عالیه اقدام دوست، زینب بایزیدی ، رسول بداقی، شبنم و فرزاد مدد زاده ، حشمت الله طبرزدی، ابراهیم مددی ،عیسی سحرخیز، و ...تنها تعدادی از زندانیانی هستند که چند نوروز رابه مرخصی نیامده اند...


کلمه: نایب رئیس کمیسیون امنیت مجلس چند روز قبل در سخنانی مدعی شد ، زندانی نداریم که دو نوروز اخیر به مرخصی نیامده باشد .

به گزارش خبر نگار کلمه ، این در حالی است که چند صد زندانی سیاسی نوروز امسال را در زندان های کشور گذراندند و از امکان هرگونه آزادی موقت یا مرخصی محروم شدند .همچنین زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر از هر گونه مرخصی نوروی محروم ماندند و تعدادی از آنها نه برای دو نوروز ، که چندمین سال متوالی سال نو را از پشت میله های زندان آغاز کردند .

براساس قوانین، مرخصی از حقوق اولیه زندانیان محسوب می شود اما مسوولان قوه قضاییه و امنیتی از آن به مثابه اهرم فشار بر زندانیان و خانواده هایشان استفاده می کنند و بر اساس قواعدی نامشخص برخی زندانیان رابه مرخصی نوروزی می فرستند و دیگران را نیز از آن محروم می کنند .

احمد زید آبادی، مسعود باستانی، مجید توکلی ،مجید دری، ضیا نبوی، علی ملیحی، احمد کریمی، احسان عبده تبریزی، بهاره هدایت، منصور اسانلو ، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی، مهدی محمودیان ، فاطمه رهنما، نادر کریمی جونی، عالیه اقدام دوست، زینب بایزیدی ، رسول بداقی، شبنم و فرزاد مدد زاده ، حشمت الله طبرزدی، ابراهیم مددی ،عیسی سحرخیز، و …تنها تعدادی از زندانیانی هستند که چند نوروز رابه مرخصی نیامده اند . باستانی ، زید آبادی ، سحرخیز روزنامه نگاران زندانی دو نوروز متوالی است که از مرخصی محرومند و زندانی چون منصور اسانلو رییس سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی چهار سال است که از هر گونه مرخصی محروم مانده است . بر پرونده برخی از زندانیان سیاسی جمله بدون مرخصی نقش بسته است ، این جمله که یک زندانی سیاسی را از همه حقوق یک زندانی عادی هم محروم می کند توسط بازجویان وزارت اطلاعات بر پرونده برخی زندانیان نوشته می شود و به واسطه آن و اعمال نظر بازجویان، دادستان و قاضی پرونده که به شدت وابسته به نهادهای امنیتی هستند زندانی سیاسی را از همه حقوقش محروم می کنند . تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی که برای درخواست مرخصی برای عزیزان شان به دادستانی و دیگر دستگاه های قضایی مراجعه کرده بودند با دیدن این جمله بر پرونده زندانی شان همه امیدشان را برای گرفتن مرخصی از دست داده بودند . عماد بهاور، زندانی سیاسی که به ده سال زندان محکوم شده است بر پرونده اش این جمله نوشته شده است ،جمله ای که او را حتی از حقوق یک زندانی با جرایم سنگین همچون کسی که قاچاق مواد مخدر کرده نیز محروم کرده است .

خانواده زندانیان سایسی می پرسند ؛ آیا نایب رییس کمیسیون امنیت مجلس از وجود این زندانیان بی خبر است و حتی توانایی دیدار با خانواده برخی از آنان را که از روزنامه نگاران و فعالان برجسته حقوق بشر کشور محسوب می شوند نیز ندارد که چنین سخنانی بر زبان می آورد؟خانواده زندانیان سیاسی همچنین تاکید می کنند که بارها خواستار دیدار با نمایندگان مجلس شده اند اما این نمایندگان از پذیرفتن خانواده ها خودداری کرده اند .

بهمن احمدی امویی، عبدالله مومنی، کیوان صمیمی، هنگامه شهیدی، مسعود لواسانی، عماد الدین باقی، داوود سلیمانی، سیامک قادری،رضا شهابی ، ممصطفی تاجزاده، نسرین ستوده ، محمد نوری زاد،رضا رفیعی فروشانی، احسان مهرابی، ارژنگ داوودی، ایوب قنبر پوریان، نظام حسن پور، امیر خسرو دلیر ثانی، بهروز جاوید تهرانی، بهنام ابراهیم زاده، محمد رضا محمدی ، حسین رونقی ملکی، علی بهزادیان نژاد ،حسن اسدی زید آبادی ، ابراهیم مددی ، سعید متین پور، وحید طلایی، آرش سقر، آرش صادقی و …. تعداد دیگری از زندانیان سیاسی کشور هستند که ماه ها است از هرگونه مرخصی بی بهره بوده اند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 16:59  توسط جنبش سبز  | 

چکیده :احمد زید آبادی، مسعود باستانی، مجید توکلی ،مجید دری، ضیا نبوی، علی ملیحی، احمد کریمی، احسان عبده تبریزی، بهاره هدایت، منصور اسانلو ، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی، مهدی محمودیان ، فاطمه رهنما، نادر کریمی جونی، عالیه اقدام دوست، زینب بایزیدی ، رسول بداقی، شبنم و فرزاد مدد زاده ، حشمت الله طبرزدی، ابراهیم مددی ،عیسی سحرخیز، و ...تنها تعدادی از زندانیانی هستند که چند نوروز رابه مرخصی نیامده اند...


کلمه: نایب رئیس کمیسیون امنیت مجلس چند روز قبل در سخنانی مدعی شد ، زندانی نداریم که دو نوروز اخیر به مرخصی نیامده باشد .

به گزارش خبر نگار کلمه ، این در حالی است که چند صد زندانی سیاسی نوروز امسال را در زندان های کشور گذراندند و از امکان هرگونه آزادی موقت یا مرخصی محروم شدند .همچنین زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر از هر گونه مرخصی نوروی محروم ماندند و تعدادی از آنها نه برای دو نوروز ، که چندمین سال متوالی سال نو را از پشت میله های زندان آغاز کردند .

براساس قوانین، مرخصی از حقوق اولیه زندانیان محسوب می شود اما مسوولان قوه قضاییه و امنیتی از آن به مثابه اهرم فشار بر زندانیان و خانواده هایشان استفاده می کنند و بر اساس قواعدی نامشخص برخی زندانیان رابه مرخصی نوروزی می فرستند و دیگران را نیز از آن محروم می کنند .

احمد زید آبادی، مسعود باستانی، مجید توکلی ،مجید دری، ضیا نبوی، علی ملیحی، احمد کریمی، احسان عبده تبریزی، بهاره هدایت، منصور اسانلو ، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی، مهدی محمودیان ، فاطمه رهنما، نادر کریمی جونی، عالیه اقدام دوست، زینب بایزیدی ، رسول بداقی، شبنم و فرزاد مدد زاده ، حشمت الله طبرزدی، ابراهیم مددی ،عیسی سحرخیز، و …تنها تعدادی از زندانیانی هستند که چند نوروز رابه مرخصی نیامده اند . باستانی ، زید آبادی ، سحرخیز روزنامه نگاران زندانی دو نوروز متوالی است که از مرخصی محرومند و زندانی چون منصور اسانلو رییس سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی چهار سال است که از هر گونه مرخصی محروم مانده است . بر پرونده برخی از زندانیان سیاسی جمله بدون مرخصی نقش بسته است ، این جمله که یک زندانی سیاسی را از همه حقوق یک زندانی عادی هم محروم می کند توسط بازجویان وزارت اطلاعات بر پرونده برخی زندانیان نوشته می شود و به واسطه آن و اعمال نظر بازجویان، دادستان و قاضی پرونده که به شدت وابسته به نهادهای امنیتی هستند زندانی سیاسی را از همه حقوقش محروم می کنند . تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی که برای درخواست مرخصی برای عزیزان شان به دادستانی و دیگر دستگاه های قضایی مراجعه کرده بودند با دیدن این جمله بر پرونده زندانی شان همه امیدشان را برای گرفتن مرخصی از دست داده بودند . عماد بهاور، زندانی سیاسی که به ده سال زندان محکوم شده است بر پرونده اش این جمله نوشته شده است ،جمله ای که او را حتی از حقوق یک زندانی با جرایم سنگین همچون کسی که قاچاق مواد مخدر کرده نیز محروم کرده است .

خانواده زندانیان سایسی می پرسند ؛ آیا نایب رییس کمیسیون امنیت مجلس از وجود این زندانیان بی خبر است و حتی توانایی دیدار با خانواده برخی از آنان را که از روزنامه نگاران و فعالان برجسته حقوق بشر کشور محسوب می شوند نیز ندارد که چنین سخنانی بر زبان می آورد؟خانواده زندانیان سیاسی همچنین تاکید می کنند که بارها خواستار دیدار با نمایندگان مجلس شده اند اما این نمایندگان از پذیرفتن خانواده ها خودداری کرده اند .

بهمن احمدی امویی، عبدالله مومنی، کیوان صمیمی، هنگامه شهیدی، مسعود لواسانی، عماد الدین باقی، داوود سلیمانی، سیامک قادری،رضا شهابی ، ممصطفی تاجزاده، نسرین ستوده ، محمد نوری زاد،رضا رفیعی فروشانی، احسان مهرابی، ارژنگ داوودی، ایوب قنبر پوریان، نظام حسن پور، امیر خسرو دلیر ثانی، بهروز جاوید تهرانی، بهنام ابراهیم زاده، محمد رضا محمدی ، حسین رونقی ملکی، علی بهزادیان نژاد ،حسن اسدی زید آبادی ، ابراهیم مددی ، سعید متین پور، وحید طلایی، آرش سقر، آرش صادقی و …. تعداد دیگری از زندانیان سیاسی کشور هستند که ماه ها است از هرگونه مرخصی بی بهره بوده اند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 16:57  توسط جنبش سبز  | 

حسین کروبی: وضعیت موسوی و کروبی حبس است و نه حصر

چکیده :وقتی رییس قوه قضائیه میگوید برخورد با به اصطلاح سران فتنه از حوزه من خارج است، یعنی اگر حوادثی بعد از حبس رخ بدهد، یا هر نوع محدودیتی ایجاد شود و یا ادامه پیدا بکند، هیچ کس حتی رییس قوه قضائیه هم مسئولیت نمی پذیرد و مقامات بالاتر باید تعیین تکلیف کنند و یا شرطی بگذارند. از طرفی آیا در مسئله "حبس"، "شرط" هم موضوعیت دارد؟ یعنی یک اقدام غیر قانونی و غیر انسانی صورت گرفته؛ حالا دیگر فکر نمیکنم موضوع شرط چیز مهمی باشد. به قول معروف بالاتر از سیاهی که رنگی...


حسین کروبی فرزند مهدی و فاطمه کروبی از آخرین وضعیت پدرو مادر خود می گوید. وی در گفت و گویی که از طریق ایمیل با سایت روزآنلاین داشته است آخرین خبرها و تحلیل ها را اعلام می کند. او آن طور که خودش می گوید “متواری” است؛ و در توضیح شرایط کنونی می گوید “بالاتر از سیاهی رنگی نیست” اما پدرم همیشه به ما می گفتند این شیوه حکومت داری پایدار نخواهد بود و حکومت مجبورست به خواست ملت تن دهد، چون حریفی بسیار بزرگ به نام ملت پیش روی اوست که امروز در مورد مشروعیت حکومت تردیدهای جدی دارد.

بی خبری از آقای کروبی و خانم فاطمه کروبی از چند هفته هم گذشته، آیا خبری از وضعیت آنها دارید، یا به شما گفته اند جدا از دیدارهای کنترل شده، این وضع تا کی ادامه می یابد؟ شرطی برای تغییر وضعیت اعلام شده؟

واقعیت این است که شرطی به ما اعلام نشده. پدر و مادرم ظاهرا در اختیار وزارت اطلاعات هستند. اما گذاشتن شروط و غیره از حوزه اختیارات وزارت اطلاعات خارج است. توجه داشته باشید وقتی رییس قوه قضائیه میگوید برخورد با به اصطلاح سران فتنه از حوزه من خارج است، یعنی اگر حوادثی بعد از حبس رخ بدهد، یا هر نوع محدودیتی ایجاد شود و یا ادامه پیدا بکند، هیچ کس حتی رییس قوه قضائیه هم مسئولیت نمی پذیرد و مقامات بالاتر باید تعیین تکلیف کنند و یا شرطی بگذارند. از طرفی آیا در مسئله “حبس”، “شرط” هم موضوعیت دارد؟ یعنی یک اقدام غیر قانونی و غیر انسانی صورت گرفته؛ حالا دیگر فکر نمیکنم موضوع شرط چیز مهمی باشد. به قول معروف بالاتر از سیاهی که رنگی نیست!

برخی معتقدند مسئولان جمهوری اسلامی چاره برخورد با جنبش سبز را در قطع کامل تماس آقایان موسوی و کروبی با مردم یافته اند و با وضع موجود، دیگر فرصت ارتباط مستقیم با مردم را به آنها نخواهندداد. نظرتان در مورد این تحلیل چیست؟ آیاجنبش دچار نزول خواهدشد؟

به نظرم برعکس؛ قطع کامل ارتباط مردم با آقایان کروبی و موسوی هم فرصت است و هم تهدید. فرصت است برای جنبش و تهدیدست برای حکومت. آقایان کروبی و موسوی بارها اعلام کرده اند که مردم راه خودشان را یافته اند و زنده و پویا بر خواسته ها یشان پافشاری دارند و هر روز مصمم تر از دیروز هستند؛ در برابر حکومت تنها توانسته است با فشار، کشور را کنترل کند اما آنقدر عاجز و درمانده شده که حتی از مراسم ختم یک نماینده مجلس و یا مراسم تدفین مادر یکی از وابستگان به این جنبش هم هراس دارد چه رسد به مراسم برای مرحوم پدر مهندس موسوی. این درحالیست که پدرم نقل می کرد وقتی آیت الله سعیدی در زندان رژیم شاه به شهادت رسیدند مراسم با شکوهی برای ایشان برگزار گردید و رژیم هم هیچ گونه ممانعتی به عمل نیاورد؛ این نشان میدهد که رژیم شاه به ثبات نظامش اطمینان داشت ولی این آقایان این اطمینان را ندارند. از سوی دیگر جنبش با حضور آقایان کروبی و موسوی از حدود و چهارچوب مشخص و خواسته های خاصی برخوردار بود اما با این اقدام حکومت، شرایط و خواسته های جنبش متفاوت شده و متفاوت تر هم خواهد گردید.

در مورد نحوه ادامه راه جنبش، با توجه به دیدگاه های آقای کروبی، چه نظری دارید؟

ببینید خواسته های مردم مشخص است و هرچه حکومت خشن تر هم برخورد کند، مطالبات مردم بیشتر می شود. مدیریت و همراهی با این مطالبات، هنرست. من در جریان عمل دیدم که روحیه و مواضع آقای کروبی و مهندس موسوی خرداد ۸۸ با کروبی و موسوی دی و یابهمن ۸۹ چقدر تفاوت داشت. یعنی آنان ضمنا همراهی با مردم و جناح های مختلف فکری موجود در جامعه پرتنوع ما، می کوشیدند به صورتی منطقی جنبش را پیش ببرند؛ لذا کسانی که نقش سخنگویی این دو بزرگوار را به عهده دارند، همانطور که نباید افراط کنند، دچار تفریط هم نباید بشوند؛ چون هر نوع ضعف در اعلام مواضع، موجب سرخوردگی مردم می شود. از طرف دیگر این دوستان باید از نظرات خیر خواهانه همه نیروهای دلسوز کشور استفاده کنند چون این جنبش متعلق به حزب و گروهی نیست و متعلق به همه اقشار است. بی توجهی به این اصول می تواند تاثیرات منفی بر جنبش بگذارد؛ همان طور که درک درست آن می تواند اسباب خیر باشد.

نظر آقای کروبی در مورد اینده جنبش سبز چه بود؟ به نتیجه امیدوار بودند؟

آقای کروبی یک روز قبل از حبس کامل، طی پیام ویدئویی کوتاهی که فیلم آن از منزل خارج شد، صریحا وعده پیروزی را دادند. ایشان قبل از آن هم همیشه به ما می گفتند این شیوه حکومت داری پایدار نخواهد بود و حکومت مجبورست به خواست ملت تن دهد، چون حریفی بسیار بزرگ به نام ملت پیش روی خود دارد که امروز در مورد مشروعیت حکومت تردیدهای جدی دارد. بی جهت نیست که آقایان برای بازسازی مشروعیت از دست رفته خود، هر روز یک داستان تازه می نویسند؛ یک روز پول یارانه را به امام زمان نسبت می دهند و روز دیگر متوسل به کارهای مبتذلی مانند تولید همین سی دی “ظهور نزدیک است” میشوند. آقایان در واقع می خواهند عدم مقبولیت خود را با تشابه سازی به این و آن جبران کنند و به این ترتیب به بازسازی چهره شان بپردازند؛ اما به نظر من با این راه و شیوه ای که در پیش گرفته اند وبابازی با ارزش ها و باورهای دینی مردم، ضربه ای بسیار بزرگ خواهند خورد.

آیا آقای کروبی پیش از حصر، پیش بینی این روزها را می کردند؟ اگر چنین است نظرشان در مورد ادامه راه و مدیریت جنبش چه بود؟

اول اینکه این چهار بزرگوار در “حصر” نیستند؛ حصر تعریف مشخصی دارد. این عزیزان در حبس اند. اما در مورد سئوال؛ آقای کروبی و موسوی آمادگی هرگونه برخوردی را داشتند و از مدتها پیش منتظر چنین روزی هم بودند. از همان روزها هم آقای کروبی معتقد بود راه بسیار سختی در پیش داریم، و معتقد بودند مدیریت جنبش باید دردست افرادی باشد ثابت قدم و آماده پرداخت هرگونه هزینه. کسانی که در تصمیم گیری ها، در عین قاطعیت بر اساس عقل و منافع و مصالح مردم رفتار کنند، تا خدای ناکرده مدیریت جنبش به دست افراد ضعیف یا فرصت طلب نیفتدو بلایی که بر سر اصلاحات آمد بر سر جنبش نیاید.

و سئوال آخر: امروز وضعیت فرزندان آقای کروبی چگونه است؟

متاسفانه وقتی دستشان به ما نرسید و ما متواری شدیم، برادرم علی را به اتهام مضحک و مسخره جاسوسی برای کشورهای خلیج فارس دستگیر و بعد از چند هفته با قرار وثیقه آزاد کردند. برای دو برادرم بجز ممنوع الخروج نمودن هنوز مشکلی ایجاد نکرده اند. ولی من متواری هستم تا ببینم در آینده چه تصمیمی در خصوص خودم خواهم گرفت و خدا چه تقدیری را برایم رقم خواهد زد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 16:53  توسط جنبش سبز  | 

امیر ارجمند: آیا یک مراسم ساده ختم امنیت آقایان را به خطر می انداخت؟

چکیده :وقتی پدر مهندس میرحسین موسوی فوت می کنند، نیروهای امنیتی فضایی کاملا امنیتی ایجاد می کنند به نحوی هر کسی که در آنجا بود به صورت متعدد از وی عکس می گیرند حتی از جنازه این مرد بزرگوار نیز عکس برداری می کنند. که نشان دهنده این است که به هیچ قاعده اخلاقی و دینی پایبند...


اردشیر امیر ارجمند، از مشاوران میر حسین موسوی، از فشار نیروهای امنیتی بر خانواده میرحسین موسوی برای لغو مراسم ختم میر اسماعیل موسوی خبر داده است. وی می گوید نهادهای امنیتی مراسم روز یکشنبه ختم پدر میرحسین موسوی را «لغو» کرده اند.

در همین حال، اردشیر ارجمند روز شنبه در گفت وگو با رادیو فردا در خصوص لغو این مراسم، به روند رویدادهای پیش از لغو مراسم در مسجد نور پرداخت و گفت:«وقتی پدر مهندس میرحسین موسوی فوت می کنند، نیروهای امنیتی فضایی کاملا امنیتی ایجاد می کنند به نحوی هر کسی که در آنجا بود به صورت متعدد از وی عکس می گیرند حتی از جنازه این مرد بزرگوار نیز عکس برداری می کنند. که نشان دهنده این است که به هیچ قاعده اخلاقی و دینی پایبند نیستند.»

اردشیر ارجمند اضافه می کند: «با جنازه مشخص است چگونه رفتار کردند، افراد را مورد ضرب و شتم قرار دادند و تعداد زیادی را دستگیر کردند.»

این مشاور میر حسین موسوی گفت:«با توافق با آنها ( نهادهای امنیتی) قرار شد که مراسمی روز یکشنبه ساعت شش و نیم در مسجد نور در میدان فاطمی برگزار شود اما با فشار بسیار زیادی که وارد می کنند، این مراسم را دیشب لغو می کنند . در واقع لغو مراسم از جانب خود آنها صورت می گیرد.»

اردشیر امیر ارجمند در ادامه می گوید: «چرا این اتفاق می افتد: آیا برگزاری یک مراسم ساده برای پدر آقای مهندس موسوی مساله امنیتی ایجاد می کند؟ امنیت آقایان را به خطر می اندازد؟»

وی اضافه می کند:«مساله این است که آقایان ادعای خدایی می کنند و فرعون وار رفتار می می کنند و بسیار می ترسند و در ته قلب اعتقاد دارند بنای حکومتشان بسیار سست است و اگر یک مراسمی برای ختم برای پدر آقای مهندس میر حسین موسوی برگزار بشود این پایه قدرت شان را می لرزاند.»

اردشیر امیر ارجمند به روند تحولات پس از درگذشت پدر میر حسین موسوی پرداخت و گفت که زندانیان سیاسی که برای تعطیلات نوروز به مرخضی آمده بودند را به زندان فراخوانده اند به دلیل این که نگرانند که درمراسم ختم پدر میرحسین موسوی شرکت کنند.

امیر ارجمند در خصوص بازداشت شدگان در جریان مراسم تشییع پدر میر حسین موسوی می گوید:«افرادی که آزاد شده انداسامی آنها اعلام شده است و بقیه افراد هنوز آزاد نشده اند و به نظر می رسد فشاری که وارد می کنند به خاطر همین است که آزاد این افراد را در مقابل لغو مراسم قرار داده اند. نوعی گروکشی را انجام می دهند که بسیار زشت و غیر اخلاقی است.»

وی اضافه می کند:«این افراد مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. آیت الله نوراللهیان وضعیتشان مشخص نیست. ایشان را با وضعیت بسیار بدی دستگیر کردند و رفتار بسیار ناشایستی با ایشان انجام دادند»

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 10:41  توسط جنبش سبز  | 

اعتصاب غذای مجدد فخرالسادات محتشمی پور از ۱۵فروردین

چکیده :متاسفانه یکی از عوامل اصلی در برخوردهای صورت گرفته با آقای تاجزاده و خانم محتشمی پور مانند بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی، کینه های شخصی برخی از مقامات از آنها می باشد که این امر باعث شده این عزیزان حتی از حقوق اولیه خود به عنوان یک زندانی سیاسی محروم گردند....


به گفته فخرالسادات محتشمی پور در ملاقات با خانواده اش به رغم اینکه اتهام وی نوشته ها و فعالیت های شخصی در خصوص رسیدگی به خانواده های زندانیان سیاسی است، اما اکثرا سوالات مطرح شده در جلسات بازجویی در خصوص همسرشان سید مصطفی تاجزاده بوده است.

به گزارش تحول سبز، طبق آخرین خبری که چند روز گذشته در رسانه ها منتشر شد و مورد تایید خانواده ایشان نیز قرار گرفت فخر السادات محتشمی پور همانطور که از پیش اعلام کرده بود از روز اول فروردین ماه دست به اعتصاب غذا زده است .

گفت و گوی تحول سبز درباره آخرین وضعیت فخرالسادات محتشمی پور با سید علی طباطبایی عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی وی بشرح زیر است:

آقای طباطبایی خانم محتشمی پور طی مدتی که در بازداشت بوده اند چند نوبت با خانواده ملاقات داشتند و آخرین دیدارشان با اعضای خانواده چه زمانی بوده؟

ایشان بعد از بازداشت در روز ۱۰اسفند توسط نیروهای امنیتی بعد از حدود یک هفته که از وضعیت ایشان خبری در دست نبود تماس تلفنی کوتاهی با خانواده داشتند و در ۲۹اسفند هم ملاقاتی را با اعضای خانواده شان داشتند. و آخرین دیدارشان هم روز گذشته با دخترشان بوده که بعد از شکستن اجباری اعتصاب غذایشان بوده است.

براساس اخبار خانم محتشمی پور اظهار داشته بودند که در صورت فراهم نشدن دیدار با همسرشان مصطفی تاج زاده اعتصاب غذا خواهند کرد. ممکن است توضیحات بیشتری رو در این خصوص و خواسته های ایشان بفرمایید

ایشان همانطور که قبل از دستگیری هم مهمترین وظیفه خود را به عنوان خانواده یک زندانی سیاسی پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی و بالاخص همسر خود می دانستند پس از بازداشت هم کماکان به ایفای این نقش اصرار دارند.

متاسفانه آقای تاجزاده مثل دیگر دوستان شکایت کننده از کودتا گران که حاضر به پس گرفتن شکایت خود نشدند پس از عمل جراحی کمر و با وجود اینکه پزشکان وضعیت جسمی ایشان را نامناسب اعلام کرده بودند و نیاز به عمل جراحی گردن را هم در مورد ایشان ضروری دانسته بودند مجددا به زندان بازگردانده شدند و این بار در یک اقدام غیر قانونی به جای انتقال به بند عمومی به قرنطینه زندان اوین منتقل شدند و از آن زمان از کوچکترین حقوق اولیه یک زندانی هم محروم شدند.

در این مدت پزشکان خود زندان هم چندین بار ضرورت انجام “ام آر آی” و رسیدگی سریع به وضعیت جسمی ایشان را اعلام کرده اند که متاسفانه مسئولین تا کنون حاضر به تن دادن به خواسته پزشکان و خانواده نشده اند.

خانم محتشمی پور هم کماکان خواستار رسیدگی به این خواسته ها و انتقال همسرشان به بند عمومی و بهره مندی از حقوق اولیه ایشان هستند و اعلام کرده بودند اگر این خواسته ها که همگی کاملا قانونی و به حق هستند اجابت نشود و ایشان اجازه ملاقات با همسرش را پیدا نکند دست به اعتصاب غذا خواهد زد که با عدم تحقق درخواستها اعتصاب غدای خود را از روز اول فروردین ماه شروع کرده اند و پس از گذشت چهار روز از اعتصاب غدا و با وخامت وضعیت ایشان زیر سرم میروند.

در خصوص محل نگهداری و شرایط بازجویی ایشان اگر اطلاعاتی دارید بفرمایید

بعد از بازداشت خانم محتشمی پور خانواده تا یک هفته هیچگونه خبری از وضعیت ایشان نداشتند تا اینکه بعد از گذشت یک هفته و تماس خانم محتشمی متوجه شدیم که ایشان در بند دو الف سپاه زندان اوین و در انفرادی نگهداری می شوند. ایشان همچنین در دیداری هم که در روزهای آخر سال گذشته با خانواده داشتند گفته بودند که تا کنون هیچ اتهامی رو نپذیرفته اند و طبق گفته خودشان در برگه بازجویی نامه ای سرگشاده خطاب به مقامات قضایی نوشته بودند.

آقای طباطبایی در خصوص علت بازداشت خانم محتشمی پور آیا مقامات قضایی اتهام خاصی را مطرح کرده اند؟

نحوه و همچنین زمان بازداشت ایشان که در روز ۱۰ اسفندماه انجام شد به نحوی بود که القا کنند این دستگیری هم جزو دستگیری های مربوط به تجمعات اعتراضی به حصر رهبران جنبش سبز بوده است، اما بر اساس گفته ایشان و اظهارات بازجوها دستگیری ایشان از قبل برنامه ریزی شده بوده و به علت نوشته ها، مصاحبه ها و فعالیتهای ایشان در جهت احقاق حقوق خانواده های زندانیان سیاسی بوده است.

در جایی هم گفته شد که ایشان بالاخره باید هزینه نوشته های خود را بپردازند.

در آخرین ملاقات هم که ایشان اعلام کردند روند بازجویی ها بیشتر در خصوص همسرشان بوده و بازجوها بیشتر بدنبال وارد کردن فشار بیشتر به تاجزاده هستند.

آیا ایشان در ملاقاتهایی که داشتند اشاره ای به روند بازجویی و برخورد بازجویان داشته اند در این خصوص اگر مطلبی هست بفرمایید؟

بله، طبق گفته خانم محتشمی در آخرین ملاقاتشان ایشان به نحوه و روند بازجویی هایش به شدت اعتراض داشته و عنوان داشته اند که علی رغم اینکه بازجوها تاکید دارند که علت بازداشت ایشان نوشته ها و نامه ها و فعالیت های شخصی خودشان بوده است ولی همانطور که اشاره کردم عمده سوالات بازجوها در در دور جدید بازجویی ها در مورد آقای تاج زاده می باشد، ایشان مشخصا گفته اند که اینها بدنبال این مطلب هستند که بتوانند فشار بر آقای تاجزاده را بیشتر کنند.

طی چند روز گذشته خبری در مورد انتقال خانم محتشمی پور به بیمارستان در وبسایتهای سبز منتشر شد که علت هم ضعف جسمانی شدید که حاصل از اعتصاب غذای ایشان بوده عنوان شده با توجه به شرایط و نگرانی های ایجاد شده آیا شما در مورد آخرین وضعیت ایشان اطلاعی در دست دارید؟

همانطور که گفته شد ایشان اعتصاب غذای خود را از روز اول فروردین شروع کرده بودند که پس از چهار روز با وخامت وضعیت جسمی ایشان به بهداری منتقل می گردند و مدتی زیر سرم بوده اند.

خوشبختانه در حال حاضر وضعیت جسمی ایشان رو به بهبود است ولی با توجه به اینکه خانم محتشمی پور اعلام کرده اند مجددا از روز دوشنبه اعتصاب غذای خود را از سر خواهند گرفت شدیدا نگران وضعیت ایشان هستیم.

مامورین امنیتی با توجه به وضعیت خانم محتشمی هنوز اجازه ملاقات را صادر نکرده اند ؟

خیر، به گفته خانم محتشمی پور پس از این که حال وی رو به وخامت می رود و به بهداری منتقل می گردد مسئولین از وی می خواهند که اعتصاب غدای خود را بشکند که این امر با مخالفت ایشان مواجه میشود.

بعد از مخالفت خانم محتشمی پور مسئولین قول ملاقات با همسرش را به وی میدهند و به ایشان میگویند که می تواند مصطفی تاجزاده را ملاقات کند، و خانم محتشمی را به اتاق ملاقات می برند، اما در عوض پدر خانم محتشمی پور را به اتاق ملاقات می آورند.

خانم محتشمی پور درقبال این رفتار عکسل العملی داشته اند؟ آیا ایشان هنوز اصرار به ملاقات با آقای تاج زاده را دارند؟

بعد از اینکه اجازه ملاقات با آقای تاج زاده داده نشد خانم محتشمی پور در ملاقاتی که با خانواده خود داشته اظهار داشتند که کماکان نسبت به وضعیت آقای تاج زاده نگران هست و اگر مسئولین با درخواست برای ملاقات با ایشان موافقت نکنند از روز دوشنبه ۱۵ فروردین ماه اعتصاب غذای خود را از سر خواهم گرفت.

آقای طباطبایی در مورد آخرین وضعیت آقای تاجزاده نیز اگر مطلبی هست بفرمایید

متاسفانه غیر از ملاقات کوتاهی که دخترشان با ایشان داشتند اطلاعی از وضعیت آقای تاجزاده نداریم. تماسهای تلفنی و ملاقاتهای ایشان هم کماکان قطع می باشد. در همان آخرین ملاقات هم آقای تاجزاده به شدت به نحوه برخوردها اعتراض داشته اند و از خانواده در خواست کرده بودند تا همانطور که خودشان هیچ گونه درخواستی از مسئولین نخواهند داشت خانواده هم با ایشان همراهی کنند و به هیچ وجه درخواست تماس یا ملاقات نداشته باشند.

ایشان اعلام کرده بودند که در تمام مدت بازداشت غیرقانونی خود در اعتراض به این روند روزه بوده اند و کماکان به روزه داری خود ادامه خواهند داد.

درپایان اگر مطلب خاصی هست بفرمایید

متاسفانه یکی از عوامل اصلی در برخوردهای صورت گرفته با آقای تاجزاده و خانم محتشمی پور مانند بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی، کینه های شخصی برخی از مقامات از آنها می باشد که این امر باعث شده این عزیزان حتی از حقوق اولیه خود به عنوان یک زندانی سیاسی محروم گردند.

با توجه به هشدارهای داده شده در خصوص وضعیت جسمی آقای تاجزاده و ادامه روزه اعتراضی ایشان و همچنین شروع مجدد اعتصاب غذای خانم محتشمی پور با وجود وضعیت جسمی نامناسبشان مسئولیت مستقیم حفظ سلامت این زوج و دیگر زندانیان سیاسی بر عهده مقامات نظام خواهد بود و قطعا باید روزی در برابر مردم پاسخگوی این گونه برخوردهای خود باشند.

ما به عنوان یکی از خانواده های زندانیان سیاسی از عقلای نظام و خصوصا مراجع درخواست داریم تا نقش موثرتری در این بی تدبیری ها ایفا کنند.

مطلب دیگری که باید به آن اشاره کنم روحیه بسیار بالای خانم محتشمی پور در ملاقات با فرزندشان بوده است و علی رغم اینکه ضعف جسمانی شدیدی داشته اند همچنان با روحیه بسیارخوب و با تاکید فراوان بر چند کلمه از جمله صبر، استقامت و تزکیه از فرزندانشان درخواست داشته اند که با صبر و استقامت با مشکلات برخورد کنند و پیگر وضعیت آقای تاجزاده و دیگر زندانیان سیاسی باشند.

ایشان همچنین در ایام بازداشت شعری برای فاطمه، دختر کوچکشان که این روزها در فراغ پدر و مادر به سر می برد، سروده بودند که در ملاقات دو روز پیش آن را در اختیار وی قرار داده است.

قطعه شعری که سرکار خانم محتشمی پور خطاب به دخترش فاطمه سروده است در ادامه آورده شده است:

یک دختر تنها، یک خانه خالی، یک پدر دربند

مادر در انفرادی، یک خونه خاموش، یک قصه غمگین

ولی می آد از راه، بهار آهنگین

بهار میاد از راه، خونه میشه روشن

یک شهر پر امید، پدر رها میشه، قفس میشه خالی

همه جای خونه، پر میشه از خوشحالی

شاید مادر بیاد تو جمع خوشحالها، تو جمعی که جمعه، تو صبرکن حله

یک دختر تنها، پر از غرور و درد،

درد رو بریزش دور، هرگز نشو دلسرد

این خونه خاموش، فردا میشه روشن

میرسه روز عقل، یک روز فرخنده

پر از گل و لبخند، بیا بخند با من، به هرچی حصر و بند

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 10:36  توسط جنبش سبز  | 

برخوردهای امنیتی با خانواده داغدیده موسوی، یادآور خاطرات کاروان اسرای کربلا در شام است

چکیده :شبکه های سبز خارج از کشور ضمن عرض تسلیت و آرزوی صبری جزیل برای جنابعالی و خانواده محترم آن مرحوم، برخوردهای سخیف امنیتی با خاندان داغدیده و ماوقع ایام فوت و تدفین را زنده کننده خاطرات کاروان اسرای کربلا در شهر شام توصیف و آن را به شدت محکوم نموده اند. آنها همچنین با هشدار به عوامل امنیتی تاکید کرده اند که چنین رفتارهایی معنایی جز ذلت، ناتوانی و ترس حکومت نداشته و نشانی از حقانیت خواسته های ملت سبز ایران و پیروزی مسلم جنبش سبز دارد....


جمعی از تشکلهای سبز فعال در خارج از کشور با صدور پیامی، درگذشت میر اسماعیل موسوی را تسلیت گفتند و ابراز امیدواری کردند که به زودی با رفع حصر غیرقانونی همراهان جنبش سبز، اسباب تسلی خاطر این خانواده بزرگوار را فراهم شود.

این شبکه های سبز خارج از کشور ضمن عرض تسلیت و آرزوی صبری جزیل برای جنابعالی و خانواده محترم آن مرحوم، برخوردهای سخیف امنیتی با خاندان داغدیده و ماوقع ایام فوت و تدفین را زنده کننده خاطرات کاروان اسرای کربلا در شهر شام توصیف و آن را به شدت محکوم نموده اند. آنها همچنین با هشدار به عوامل امنیتی تاکید کرده اند که چنین رفتارهایی معنایی جز ذلت، ناتوانی و ترس حکومت نداشته و نشانی از حقانیت خواسته های ملت سبز ایران و پیروزی مسلم جنبش سبز دارد.

متن کامل این پیام به نقل از ندای سبز آزادی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ
بشارت بده صابرانی راکه اگر مصیبی به ایشان رسد گویند؛همه از خداییم و به سوی او بازمی گردیم

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی

خبر درگذشت ابوی فاضل و باتقوای جنابعالی ، مرحوم مغفور حاج میراسماعیل موسوی خامنه موجب تاثر همراهان سبزاندیش ملت ایران در سرتاسر جهان گردید

شبکه های سبز خارج از کشور ضمن عرض تسلیت و آرزوی صبری جزیل برای جنابعالی و خانواده محترم آن مرحوم، برخورد های سخیف امنیتی با خاندان داغدیده و ماوقع ایام فوت و تدفین -که زنده کننده خاطرات کاروان اسرای کربلا در شهر شام است- را بشدت محکوم نموده و با هشدار به عوامل امنیتی تاکید می نماید که چنین رفتارهایی معنایی جز ذلت، ناتوانی و ترس حکومت نداشته و نشانی از حقانیت خواسته های ملت سبز ایران و پیروزی مسلم جنبش سبز دارد.

آنچه مسلم است اینکه درگذشت آن مرحوم در هنگامه حصر غیرقانونی فرزند و عروس ایشان و برخوردهای شدید نیروهای امنیتی پس از فوت آن مرحوم و در مراسم خاکسپاری ایشان، رسوایی دیگری برای عوامل خودسری است که رهبران جنبش سبز ملت ایران را به گروگان گرفته اند.

در پایان ضمن طلب اعلی علیین و علو درجات برای آن مرحوم مغفور از درگاه ایزد منان، ضمن تاکید بر حق مشروع و طبیعی خاندان موسوی در برگزاری مراسم ختم، بدون دخالت های امنیتی و اجازه حضور عموم مردم، امید داریم تا بزودی با رفع حصر غیر قانونی همراهان جنبش سبز اسباب تسلی خاطر این خانواده بزرگوار را فراهم شده و مرحمی باشد بر داغ این خاندان عزادار.

فالله مع الصابرین

راه سبزایرانیان مالزی – رسام
کانون شهید بهشتی آلمان
راه سبز ایرانیان بریتانیا (رساب)ء
راه سبز ایرانیان وین (رساو)ء
راه سبز اتاوا
کانون دکتر شریعتی فرانسه

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 10:18  توسط جنبش سبز  | 

پلیس ضد شورش به تظاهرات هواداران دموکراسی در جمهوری آذربایجان حمله کرد / دهها تن از معترضان بازداشت

چکیده :پلیس ضد شورش جمهوری آذربایجان، روز شنبه با حمله به تظاهرات هواداران دموکراسی، دهها تن از معترضین را بازداشت کرد و مانع از ادامه اعتراضها شد. آسوشیتدپرس گزارش داد که تعداد بازداشت شدگان حدود ۲۰۰ نفر است. بیش از 10 تن از مخالفان هم دیروز در حالی که در حال برنامه ریزی برای تجمع امروز بودند، دستگیر شدند....


پلیس ضد شورش جمهوری آذربایجان، روز شنبه با حمله به تظاهرات هواداران دموکراسی، دهها تن از معترضین را بازداشت کرد و مانع از ادامه اعتراضها شد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، همزمان با تجمع معترضان خواستار دموکراسی در جمهوری آذربایجان، امروز (شنبه) پایتخت این کشور شاهد حضور گسترده نیروهای پلیس در میدان اصلی این شهر بود. خبرنگار این خبرگزاری هم گزارش داد که در خیابان‌های منتهی به میدان “فواره” شاهد گروه‌های پلیس بوده که باتوم در دست داشتند.

مقام های امنیتی جمهوری آذربایجان، تظاهرات روز شنبه را غیرقانونی خوانده بودند. گزارش ها همچنین حاکی از آن است که رهبران احزاب مخالف “مساوات” و “جبهه مردمی”، روز جمعه به مرکز پلیس باکو فراخوانده شدند و به آنها هشدار داده شد که برگزاری هر گونه تظاهرات غیرقانونی خواهد بود.

عیسی قنبر، رهبر حزب مساوات به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که تعداد بازداشت شدگان حدود ۲۰۰ نفر است. فعالان حقوق بشری هم اعلام کردند که بیش از ۱۰ تن از حامیان جناح مخالف یک روز قبل از روزی که برای برگزاری تظاهرات برنامه ریزی شده بود، دستگیر شدند. یکی از اعضای عفو بین الملل هم گفت: دولت آذربایجان با سرکوب افرادی که خواستار اصلاحات هستند، ثبات خود را از دست داده است.

با این حال گزارش ها از باکو حاکی است که مخالفان الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان موفق شدند در چند نقطه شهر تجمعاتی برپا کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 10:15  توسط جنبش سبز  |